سوره عصر

اين سوره در «مكّه» نازل شده و داراى 3 آيه است‏
محتوا و فضيلت سوره:
جامعيت اين سوره به حدى است كه به گفته بعضى از مفسران تمام علوم و مقاصد قرآن در اين سوره خلاصه شده است.
نخست از سوگند پر معنى به «عصر» شروع مى‏شود سپس سخن از زيانكار بودن همه انسانها كه در طبيعت زندگى تدريجى نهفته است به ميان مى‏آورد، بعد فقط يك گروه را از اين اصل كلى جدا مى‏كند، آنها كه داراى برنامه چهار ماده‏اى زير هستند:
ايمان، عمل صالح، سفارش يكديگر به حق، و سفارش يكديگر به صبر و اين چهار اصل در واقع برنامه‏هاى اعتقادى و عملى و فردى و اجتماعى اسلام را در بر مى‏گيرد.
در باره فضيلت تلاوت اين سوره در حديثى از امام صادق عليه السّلام مى‏خوانيم:
«هر كس سوره «و العصر» را در نمازهاى نافله بخواند خداوند او را در قيامت بر مى‏انگيزد در حالى كه صورتش نورانى، چهره‏اش خندان و چشمش (به نعمتهاى الهى) روشن است، تا داخل بهشت شود»! و معلوم است كه اين همه افتخار و سرور و شادمانى از آن كسى است كه اين اصول چهارگانه را در زندگى خود پياده كند، نه فقط به خواندن قناعت نمايد.
برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 574
بسم الله الرحمن الرحيم به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
(آيه 1)- در ابتداى اين سوره با قسم تازه‏اى رو برو مى‏شويم، مى‏فرمايد:
«به عصر سوگند»! (و العصر).
واژه «عصر» در اصل به معنى «فشردن» است، و سپس به وقت عصر اطلاق شده، به خاطر اين كه برنامه‏ها و كارهاى روزانه در آن پيچيده و فشرده مى‏شود.
سپس اين واژه به معنى مطلق «زمان» و دوران تاريخ بشر و يا بخشى از زمان، مانند عصر ظهور اسلام و قيام پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله، و امثال آن استعمال شده است، و لذا در تفسير اين سوگند، بعضى از مفسران آن را اشاره به سراسر زمان و تاريخ بشريت دانسته‏اند كه مملو از درسهاى عبرت، و حوادث تكان دهنده و بيدارگر است، و روى همين جهت آن چنان عظمتى دارد كه شايسته سوگند الهى است.
ولى بعضى ديگر روى قسمت خاصى از اين زمان مانند عصر قيام پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله يا عصر قيام حضرت مهدى (عج) كه داراى ويژگى و عظمت خاصى در تاريخ بشر بوده و هست انگشت گذارده، و سوگند را ناظر به آن مى‏دانند.
ولى مناسبتر همان عصر به معنى زمان و تاريخ بشر است، چرا كه بارها گفته‏ايم سوگندهاى قرآن همواره متناسب با مطلبى است كه سوگند به خاطر آن ياد شده، و مسلم است كه خسران انسانها در زندگى نتيجه گذشتن زمان عمر آنهاست.
و يا عصر قيام پيغمبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله به خاطر اين كه برنامه چهار ماده‏اى ذيل سوره در چنين عصرى نازل گرديده.
(آيه 2)- در اين آيه اشاره به چيزى مى‏كند كه اين سوگند مهم براى آن ياد شده است، مى‏فرمايد: «به يقين انسانها همه در زيانند» (ان الانسان لفى خسر).
سرمايه‏هاى وجودى خود را چه بخواهند يا نخواهند از دست مى‏دهند، ساعات و ايام و ماهها و سالهاى عمر بسرعت مى‏گذرد، نيروهاى معنوى و مادى تحليل مى‏رود، و توان و قدرت كاسته مى‏شود. برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 575
يك قلب استعداد معينى براى ضربان دارد، وقتى آن استعداد و توان پايان گرفت قلب خود به خود مى‏ايستد، بى‏آنكه عيب و علت و بيمارى در كار باشد، و اين در صورتى است كه بر اثر بيمارى قبلا از كار نيفتد همچنين ساير دستگاههاى وجودى انسان و سرمايه و استعدادهاى مختلف او.
به هر حال از نظر جهان بينى اسلام دنيا يك بازار تجارت است همان گونه كه در حديثى از امام هادى عليه السّلام مى‏خوانيم: «دنيا بازارى است كه جمعى در آن سود مى‏برند و جمع ديگرى زيان.»
آيه مورد بحث مى‏گويد: همه در اين بازار بزرگ زيان مى‏كنند، مگر يك گروه كه برنامه آنها در آيه بعد بيان شده است.
(آيه 3)- آرى! تنها يك راه براى جلوگيرى از اين خسران عظيم و زيان قهرى و اجبارى وجود دارد، فقط يك راه كه در آخرين آيه اين سوره به آن اشاره شده است، مى‏فرمايد: «مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، و يكديگر را به حق سفارش كرده، و يكديگر را به شكيبايى و استقامت توصيه نموده‏اند» (الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر).
برنامه چهار ماده‏اى خوشبختى!
قرآن براى نجات از آن خسران عظيم برنامه جامعى تنظيم كرده كه در آن بر چهار اصل تكيه شده است:
اصل اول در اين برنامه مسأله «ايمان» است كه زير بناى همه فعاليتهاى انسان را تشكيل مى‏دهد، چرا كه تلاشهاى عملى انسان از مبانى فكرى و اعتقادى او سر چشمه مى‏گيرد، نه همچون حيوانات كه حركاتشان به خاطر انگيزه‏هاى غريزى است.
و به تعبير ديگر اعمال انسان تبلورى است از عقائد و افكار او، و به همين دليل تمام انبياى الهى قبل از هر چيز به اصلاح مبانى عقيدتى امتها مى‏پرداختند، مخصوصا با شرك كه سر چشمه انواع رذائل و بدبختيها و پراكندگيهاست به مبارزه مى‏پرداختند.
در اصل دوم به ميوه درخت بارور و پرثمره ايمان پرداخته از «اعمال صالح» سخن مى‏گويد.
آرى «صالحات» همان «اعمال شايسته» نه فقط عبادات، نه تنها انفاق فى برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 576
سبيل اللّه، نه فقط جهاد در راه خدا، نه تنها كسب علم و دانش، بلكه هر كار شايسته‏اى كه وسيله تكامل نفوس و پرورش اخلاق و قرب الى اللّه و پيشرفت جامعه انسانى در تمام زمينه‏ها شود.
و از آنجا كه ايمان و اعمال صالح هرگز تداوم نمى‏يابد مگر اين كه حركتى در اجتماع براى دعوت به سوى حق و شناخت و معرفت آن از يكسو، و دعوت به استقامت و صبر در طريق انجام اين دعوت از سوى ديگر صورت پذيرد، به دنبال اين دو اصل، به دو اصل ديگر اشاره مى‏فرمايد كه در حقيقت ضامن اجراى دو اصل اساسى «ايمان» و «عمل صالح» است.
در اصل سوم به مسأله «تواصى به حق» يعنى دعوت همگانى و عمومى به سوى حق اشاره مى‏كند تا همگان حق را از باطل به خوبى بشناسند و هرگز آن را فراموش نكنند و در مسير زندگى از آن منحرف نگردند.
در اصل چهارم مسأله شكيبائى و «صبر» و استقامت و سفارش كردن يكديگر به آن مطرح است، چرا كه بعد از مسأله شناخت و آگاهى، هر كس در مسير عمل در هر گام با موانعى رو برو است اگر استقامت و صبر نداشته باشد هرگز نمى‏تواند احقاق حق كند، و عمل صالحى انجام دهد و يا ايمان خود را حفظ كند.
آرى! احقاق حق و اجراى حق، و اداى حق در جامعه جز با يك حركت و تصميم گيرى عمومى و استقامت و ايستادگى در برابر موانع ممكن نيست.
«صبر» در اينجا نيز معنى وسيع و گسترده‏اى دارد كه هم صبر بر اطاعت را شامل مى‏شود، و هم صبر در برابر انگيزه‏هاى معصيت، و هم صبر در برابر مصائب و حوادث ناگوار، و از دست دادن نيروها و سرمايه‏ها و ثمرات.
و به راستى اگر مسلمانان امروز همين اصول چهارگانه را در زندگى فردى و اجتماعى خود اجرا كنند مشكلات و نابسامانيهاى آنها حل مى‏شود، عقب ماندگيها جبران مى‏گردد، و ضعفها و شكستها به پيروزى مبدل مى‏شود، و شر اشرار جهان از آنها قطع مى‏گردد.

«پايان سوره عصر»