تاپیک برتر فروردین 94 : شعر به علاوه گرافیک
در این تاپیک طرح های گرافیکی تلفیق شعر و گرافیک قرار گرفته است.
  • مشاهده تاپیک برتر
  • تبلیغات   تبلیغات
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

    موضوع: نام های اصیل ایرانی به همراه معانی

    1. #1

      http://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.pnghttp://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.pnghttp://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.pnghttp://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.pnghttp://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.png
      Banned
      تاریخ عضویت
      Feb 2012
      عنوان کاربر
      Banned
      شماره عضویت
      489
      محل سکونت
      ایران - شهر باران های نقره ای - رشت
      سن
      27
      نوشته ها
      5,865
      پسندیده
      456
      مورد پسند : 4,470 بار در 3,248 پست

      نام های اصیل ایرانی به همراه معانی

      آبان دخت : دخترآبان ، نام زن داریوش سوم
      آبتین : نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
      آتوسا : قدرت و توانمندی – دختر کورش وزن داریوش اول
      آفر : آتش – ماه نهم سال شمسی
      آفره دخت : دختر آتش – دختری که در ماه آذر به دنیا آمده است .
      آذرنوش : شیرین و دل انگیز
      آذین : زیور، طاق نصرة ، تزئین ، آرایش
      آراه : نام فرشته موکل روز بیست و یکم ازماه پنجم درآئین زردشت
      آرزو : کام ، مراد ، معشوق ، امید
      آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانیان – پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر
      آرتین: عاقل و زیرک,نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی
      آرتام:والی فریگه در زمان کوروش هخامنشی
      آرتمن:نام برادر بزرگ تر خشایار شاه پسر داریوش شاه
      آرشام : بسیار قوی – پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشی
      آرمان : آرزو – خواهش – امید
      آرمین : آرام گرفتن – پسر کیقباد پادشاه پیشدادی
      آرمیتا: آرامش یافته ، کلمه ای زردشتی است
      آریا فر: دارنده شکوه آریائی
      آریا : آزاده نجیب – یکی از پادشاهان ماد – مهمترین نژاد هند و اروپائی
      آریا مهر : دارنده مهر ایران – از سرداران داریوش سوم
      آرین : سفید پوست آریائی
      آزاده : دلیر و بی باک ، رها
      آزرم : شرم ، مهر ، محبت ، عشق
      آزرمدخت : یکی از ملکه های ساسانی
      آزیتا : آزاده
      آناهیتا : الهه آب
      آونگ : شبنم – نام کردی
      آهو: شاهد ، معشوق، یکی از همسران فتحعلی شاه قاجار
      آیدا : شاد، ماه – نام تذکمنباتسز : لاغر و استخوانی – از پادشاهان خوارزم
      اختر : ستاره ، علم ، درفش
      ارد : خیر وبرکت ، فرشته نگهبان ثروت – نام چند تن از پادشاهان اشکانی
      ارد شیر : شیر زیبا – اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان
      اردوان : نام پادشاهان معروف اشکانی
      ارژن : درختی با چوب بسیار سخت و محکم – نام کردی
      ارژنگ : آرایش – کتاب مانی نقاش – دیوی که رستم در هفتخوان اورا کشت
      ارسلان : شیر، دلیر و شجاع – نام پادشاه سلجوقی
      ارغوان : نام درختی با گل و شکوفه های سرخ رنگ
      ارمغان : هدیه ، تحقه ، سوغات
      ارنواز: نوازش شده اهورا – دختر جمشید شاه پیشدادی
      اروانه : نام گلی کوهی است – نامی کردی
      استر : ستاره – بردارزاده مردخای وزن خشایارشاه
      اسفندیار : پاک آفریده شده – پسر گشتاسب که بدست رستم کشته شد
      اشکان : منسوب به اشک – بنیانگذار سلطنت پارتها
      اشکبوس : پهلوان کوشانی که به کمک افراسیاب آمد، اما به دست رستم کشته شد
      افسانه : داستان ، سرگذشت ، حکایت گذشتگان
      افسون : سحر و جادو ، حیله و تزویر
      افشین : با همت .
      امید : انتظار ، آرزو
      انوش (آنوشا ) : استوار و جاوید – دخترمهرداد ششم
      انوشروان : دارنده لوح جاویدان – لفب خسرو اول پادشاه ساسانی
      اورنگ : عقل و کیاست ، تخت پادشاهی
      اوژن : شکست دهنده ، دشمن برانداز
      اوستا : نام کتاب آسمانی زردشت
      اهورا : صاحب ، فرمانروای دانا
      ایاز : بزرگ و پاینده – نام غلام ترک سلطان محمود غزنوی
      ایران : محل زندگی آریائیها
      ایراندخت : دختر ایران
      ایرج : یاری دهنده آریائیها – پسرفریدون ، پادشاه و پهلوان ایرانی
      ایزدیار : کشی که خداوند یار اوست

    2. #2

      http://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.pnghttp://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.pnghttp://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.pnghttp://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.pnghttp://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.png
      Banned
      تاریخ عضویت
      Feb 2012
      عنوان کاربر
      Banned
      شماره عضویت
      489
      محل سکونت
      ایران - شهر باران های نقره ای - رشت
      سن
      27
      نوشته ها
      5,865
      پسندیده
      456
      مورد پسند : 4,470 بار در 3,248 پست



      قابوس : معرب کاووس است
      قباد : سرور گرامی ، شاه محبوب ، پدر کیکاوس از پادشاهان کیانی
      قدسی : بهشتی ، روحانی

      کابان : کدبانو ، نامی کردی برای دختران
      کابوک : کبوتر ، نامی کردی برای دختران
      کارا : فعال و کوشا
      کارو : از نامهای ارمنی ایرانی به معنی نوید دهنده
      کاراکو : نام یکی از سرداران ماد
      کامبخت : کسی که بخت به کام اوست
      کامبخش : آرزو دهنده ، مراد بخش
      کامبیز : صورت فرانسوی (( کمبوجیه )) پسر کورش است
      کامجو : کامجوینده
      کامدین : یکی از دانایان دین زردشت
      کامران : سعادتمند و خوشبخت
      کامراوا : به مقصود و مراد رسیدن
      کامک : آرزو و خواهش کوچک
      کامنوش : کامروا ، خوشبخت
      کامیار : کامروا و پیروز
      کانیار : معدن شانس ، نامی کردی
      کاووس : پادشاه توانا – از پادشاهان کیانی و پسر کیقباد
      کلاله : موی پیچیده ، دختری با موهای مجعد
      کمبوجیه : نام پسر کورش کمبوجیه است
      کوشا : کوشنده ، ساعی
      کهبد : خداوند کوه ، عابد
      کهرام : رام شده کوه نام برادر و سردار افراسیاب
      کهزاد : زاده کوه ، کسی که در کوه زائیده شده است
      کیارش : شهریار بزرگ
      کیان : پادشاه ، امیران
      کیانا : فرستاده ، نامی کردی
      کیانچهر : دارای چهره پادشاهان
      کیاندخت : شاهدخت ، دختر شاه
      کیانوش : بسیار شیرین ، نام یکی از دو برادر فریدون در شاهنامه
      کیاوش : بزرگوار – نام پدر کیقباد
      کیخسرو : پادشاه نیکنام ، نام پسر سیاوش و سومین پادشاه کیانیان
      کیقباد : پادشاه محبوب – پدر کیکاوس و سر سلسله کیانیان
      کیکاووس : سیاه چرده ، سبزه ، نام پسر کیقباد و پدر کیاوش
      کیوان : سیاره زحل و دومین سیاره منظومه شمسی پس از مشتری است .
      کیوان دخت : دختر سیاره کیوان
      کیومرث : نخستین انسان ، و به گفته شاهنامه نخستین پادشاه
      کیهان : جهان و گیتی
      کیاندخت : دختر گیتی
      کیهانه : جهان کوچک
      گرد آفرید : پهلوان زاده شده
      گردان : پهلوانان ، یلان
      گرشا : به ر وایت شاهنامه همان کیومرث اولین پادشاه است
      گرشاسب : صاحب اسب لاغر ، پهلوان ایرانی و جد رستم
      گرشین : شعله آبی ، نامی کردی برای دختران
      گرگین : منسوب به گرگ ، پسر میلاد از پهلوانان زمان کیخسرو
      گزل : زیبا ، نامی ترکمنی است
      گشتاسب : صاحب اسب رمنده ، پدر داریوش هخامنشی
      گشسب : دارنده اسب نر
      گشسب بانو : دختر رستم و زن گیو
      گل : گیاهان رنگی کوچک که دستمایه شاعرانند
      گل آذین : حالت قرار گرفتن گلها روی شاخه ها
      گل آرا* :* آراینده گل
      گلاره : تخم چشم ، نامی کردی
      گل افروز : فروزنده گل
      گلاله : دسته گل
      گل اندام : آنکه اندامش مانند گل است
      گلاویز : گیاهی برای زینت گل
      گلباد : داری بوی گل
      گلبار : پرگل ، گل افشان
      گلبام : گلبانگ
      گلبان : نگهدارنده گل
      گلبانو : بانوی چون گل
      گلبرگ : هر یک از برگهای یک گل ، مثل برگ گل
      گلبو : معطر ، خوشبو
      گلبهار : مثل گل بهاری
      گلبیز : گل افشان
      گلپاره : تکه گل ، پاره ای از گل
      گلپر : برگ گل ، پر گل
      گلپری : پری همچون گل
      گلپوش : پرازگل ، پوشیده از گل
      گل پونه : کسی که چهره اش به لطافت گل است
      گلچین : باغبان ، عاشق گل ، کسی که گل می چیند .
      گلدخت : دختر گل
      گلدیس : به رنگ گل ، مانند گل
      گلربا : رباینده گل
      گلرخ : بسیار زیبا همچون گل
      گلرنگ : به رنگ گل ، شرابی رنگ
      گلرو : زیبا و سرخ رو
      گلشن : گلزار و گلستان
      گلریز : ریزنده گل
      گلزاد : زائیده گل
      گلزار : گلستان ، جای پرگل
      گلسا : مثل گل
      گلشید : درخشان چون گل
      گلنار : گل انار ، شکوفه انار
      گلناز : کسی که ناز و غمزه اش مثل گل است
      گلنسا : گل بانو ، خانم گل
      گلنواز : نوازش شده گل
      گلنوش : شیرین مثل گل
      گلی : مانند گل ، قرمز رنگ
      گودرز : از پهلوانان عهد کاوس وکیخسرو و یکی از پادشاهان معروف اشکانی
      گوماتو : انقلابی زمان مادها که برای براندازی مادها و هخامنشیان قیام کرد
      گهر چهر : آنکه چهره اش همچون گوهر است
      گوهر ناز : کسی که همچون گوهر نازش گرانبهاست
      گیتی : دنیا ، جهان ، عالم
      گیسو : موی بلند زنان
      گیلدا : طلا
      گیو : پهلوان نامی شاهنامه و پدر بیژن

      لادن : گلی به رنگهای زرد و نارنجی
      لاله : گلی که رنگهای گوناگون دارد و معروفترین آن لاله سرخ و صحرائی است
      لاله رخ : کسی که روی همچون لاله دارد
      لاله دخت : دختر لاله
      لبخند : تبسم
      لقاء : چهره ، سیما
      لومانا : نام محلی در کردستان ، نامی کردی برای دختران
      لهراسب : دارای اسب تندرو ، از پادشاهای کیانی و پدر گشتاسب
      ماهان : منسوب به ماه
      ماهاندخت : دختر ماهان
      ماه برزین : یکی از بزرگان دولت ساسانیان
      ماه جهان : زیبای جهان
      ماهچهر : زیبا رو ، قشنگ
      ماهدخت : دختر ماه
      ماهور : تابناک – نامی کردی
      ماهرخ : آنکه صورتی چون ماه زیبا دارد
      ماهزاد : زاده ماه
      مردآویز: جنگنده و دلاور
      مرداس : مرد آسمانی – نام پدر ضحاک که مرد نیکی بود و بدست پسرش کشته شد
      مرزبان : مرزدار – مرزبان بن رستم نویسنده کتاب مرزبان نامه
      مرمر : ازسنگهای آهکی که صیقلی و جلا پذیر است ، سنگ مرمر
      مزدک : خردمند کوچک – مردی که در زمان ساسانیان ادعای پیغمبری کرد اما کشته شد
      مژده : نوید ، بشارت
      مژگان : مژه ها
      مستان : شادان ، شادمان
      مستانه : خوشحال ، مانند مست
      مشکاندخت : دختر خوشبو
      مشکناز : مشک ناز دار
      مشکین دخت : دختر مشک آلود و معطر
      منیژه : پاک و سفید روی – نام دختر افراسیاب
      مهر دخت : دختر آفتاب
      مهرزاده *: زاده خورشید ، زیبا روی
      مهرناز : ناز خورشید
      مهرنوش : خورشید جاویدان – یکی از پسران اسفندیار که بدست فرامرز کشته شد
      مهرنکار : آرایش دهنده خورشید ، مهر آرا- نام یزدگرد
      مهرنیا : ازنژاد مهر
      مهروز : آنکه روزی چون خورشید دارد
      مهری : منسوب به مهر ، منسوب به خورشید
      مهریار : دوست خورشید
      مهسا : مانند ماه زیبا روی
      مهستی : ماه هستی ، ماه روزگار ، گرانبهاترین
      مه سیما: آنکه صورتی چون ماه دارد
      مهشاد : ماه شادمان
      مهشید : پرتوماه
      مهنام : آنکه نامش چون ماه است
      مهناز : نازماه
      مهنوش : ماه همیشگی
      مهوش :* مانند ماه
      مهیار : یار ماه ، نام پسر داریوش سوم هخامنشی
      مهین : ماه زیبا رو
      مهین دخت : دختر بزرگ
      میترا : دوستی و محبت و مهر
      میخک : گلی زیبا به رنگهای قرمز، سفید ، صورتی وزرد
      مینا : گلی کوچک و زینتی ، گردنبند
      مینا دخت : دختر مینا
      مینو : بهشت ، جنت
      مینودخت : دختر بهشت ، دختر پاک
      مینو فر : دارای شکوه بهشتی
      نازی : با ناز ، اهل ناز
      نازیدخت : دختر ناز
      نامور : مشهور ، ارزنده
      ناهید : پاک و بی آلایش – نام مادر اسفندیار
      ندا : آواز ، بانگ ، فریاد
      نرسی : فرشته وحی در اوستا – نام پسر شاپور نوه اردشیر بابکان
      نرگس : گلی خوشبو و زیبا
      نرمک : زیبا و لطیف – نامی کردی برای دختران
      نرمین : لطیف و ملایم
      نریمان : پهلوان ، دلیر – نام پدر سام
      نسترن : گلی سفید و زیبا از گونه های نرگس
      نسرین : گلی سفید و پر برگ
      نسرین دخت : دختر نسرین
      نسرین نوش : نام همسر بهرام گور
      نکیسا : نوازنده و خواننده دربار خسرو پرویز ساسانی
      نگار: نقش ، بت ، صنم
      نگاره : شکل دارای نقش و نگار
      نگارین : نقاشی شده
      نگین : گوهر قیمتی
      نوا : ناله ، آواز
      نوش ( انوش ) : زندگی جاوید
      نوش آذر : آتش جاویدان – از آتشکده های عصر ساسانی
      نوش آور : چیزی که زندگی و حیات می آورد
      نوشا : نوشنده ، آشامنده
      نوش آفرین : افریننده شادی و شیرینی
      نوشدخت : دختر شاد
      نوشروان ( انوشیروان ) : جاویدان ،* اولین خسرو ساسانی
      نوشفر : شکوه جاوید
      نوشناز : دارای ناز و ادای شیرین
      نوشین : گوارا و شیرین
      نوید : مژده و بشارت
      نوین : تازه ، جدید
      نوین دخت : دختر تازه به دنیا آمده
      نیش ا : خال و نشانه – نامی کردی برای دختران
      نیک بین : خوش بین
      نیک پی : پاک نژاد
      نیک چهر : خوشگل و زیبا
      نیک خواه : شخص خیر خواه و خیراندیش
      نیکداد : بخشنده نیکی
      نیکدخت : دختر پاک و نیکو
      نیکدل : دل پاک
      نیکزاد : زاده نیکی و پاکی
      نیلوفر : گل پیچک و زینتی به رنگهای سفید و سرخ وآبی
      نیما : لقب علی اسفندیاری پدرشعر نو درایران ، نیما یوشیج
      همادخت : دختر مبارک و فرخنده بخت
      همدم : رفیق و مونس و همزبان
      همراز : محرم اسرار
      همراه : دوست و یار موافق
      هنگامه : غوغا ، شلوغی ، دادوفریاد
      هوتن : خوش اندام ، نام یکی از متحدان داریوش درحمله به مغان
      هور : خورشید ، آفتاب
      هورتاش : همچون خورشید
      هورچهر : تابان روی ، زیبا
      هورداد : فرستاده و داده خورشید
      هوردخت : دختر خورشید
      هورزاد : زاده خورشید
      هورمند : شبیه خورشید
      هوروش : خورشید مانند ، مثل خورشید
      هوشنگ : هوش و درایت – نام یکی از سلاطین پیشدادی و فرزند سیامک
      هوشیار : با هوش و آگاه
      هومان : نیک اندیش ، نام یکی از سرداران افراسیاب و نیز نام برادر پیران ویسه
      هومن : نیک منش
      هونام : خوشنام ، نیکنام
      هویدا : آشکار و نمایان
      هیتاسب : صاحب اسب بسته شده
      هیرمند : یکی از القاب گستاسب ، آتش پرست
      هیما : اشاره ، نامی کردی برای دختران
      هیوا : امید وآرزو – نامی کردی برای دختران و پسران

      یادگار : آنچه از انسان بجای ماند – پسر پادشاه گرجستان
      یاسمن ( یاسمین ) : گل زیبائی به رنگ سفید و زرد و کبود
      یاشار : عمر کننده ، نامی ترکی برای پسران
      یاور : کمک و همدست و یار
      یزدان : خداوند ، آفریدگار هستی
      یگانه : بی نظیر ، بی مانند

    3. #3

      http://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.pnghttp://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.pnghttp://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.pnghttp://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.pnghttp://www.graphiran.com/wp-content/uploads/2013/01/1.png
      Banned
      تاریخ عضویت
      Feb 2012
      عنوان کاربر
      Banned
      شماره عضویت
      489
      محل سکونت
      ایران - شهر باران های نقره ای - رشت
      سن
      27
      نوشته ها
      5,865
      پسندیده
      456
      مورد پسند : 4,470 بار در 3,248 پست
      باپوک : کولاک ، نامی کردی
      باربد : پرده دار ، موسیقی دان و نوازنده دربار خسرو پرویز
      بارمان : لایق – نام سردار افراسیاب
      بامداد : پگاه ، سپیده دم – نام پدر مزدک
      بامشاد : کسی که در سحرگاهان شاد است – نوازنده مشهور دربار ساسانیان
      بانو : خانم ، ملکه ، لقب آناهیتا الهه نگهبان آب
      بختیار : خوشبخت ، خوش اقبال – استاد رودکی در موسیقی
      برانوش : مهندس رومی که پل شوشتر را در زمان شاپور ساسانی
      بردیا : پسر کورش و برادر کمبوجیه
      برزو : بلند قامت – پسر سهراب و نوه رستم دستان
      برزویه : طبیب مشهور انوشیروان و مترجم کلیله ودمنه از هندی به پهلوی
      برزین : بلند و تنومند – ازپهلوانان ایران – نام پسر گرشاسب
      برمک : از وزیران ساسانی – نام اجداد و نگهبانان آتشکده بلخ
      بزرگمهر : خورشید بزرگ – نام وزیر دانشمند انوشروان ساسانی
      بنفشه : گلی رنگارنگ و زینتی با عمر نسبتا طولانی
      بوژان : رشد کرده – نامی کردی
      بویان : خوشبو – مامی کردی
      بهار : شکوفه و گل – سه ماه اول سال شمسی
      بهارک : بهار کوچولو
      بهاره : بهاری
      بهتاش : خوب ومانند
      بهداد : نیک آفریده شده
      بهرام : پیروز ، ایزد پیروزی درآئین زردشت ، لقب برخی از پادشاهان ساسانی
      بهدیس : خوش رنگ ، خوشگل
      بهرخ : زیبا چهره ، قشنگ
      بهرنگ : خوش رنگ
      بهروز : خوشبخت ، نیکبخت
      بهزاد : نیک نژاد – مینیاتوریست مشهور صفویان – نام اسب سیاوش
      بهشاد : خوشحال وشاد
      بهمن : نیک اندیش – برف انبوه که از کوه فرو ریزد – جانشین اسفندیار
      بهناز : خوش ناز*، باناز ، طناز
      بهنام : نیک نام
      بهنود : سلامت ، عافیت
      بهنوش : کسی که نیک مینوشد
      بیتا : بی همتا ، بی مانند
      بیژن : ترانه خوان ، جنگجو – پسر گیو و دلداده منیژه
      پارسا : پاکدامن ، زاهد
      پاکان : پاکها – نامی کردی
      پاکتن : نیکو چهر پاکیزه تن
      پاکدخت : دختر پاک
      پانته آ : همسر آرتاداس که مادها او را به کورش هدیه کردند امانپذیرفت
      پدرام : آراسته ، نیکو ، شاد
      پرتو : روشن ، تابش
      پرشنگ : تابش ، آتشپاره
      پرتو : روشن ، تابش ، فروغ
      پرستو : پرنده مهاجر
      پرویز : پیروز – لقب خسرو دوم ، پادشاه ساسانی
      پردیس : بهشت ، باغ و بستان
      پرهام : ازاشخاص بسیار ثروتمند در زمان بهرام گور
      پژمان : افسرده ، غمگین
      پژوا : بیم و هراس
      پرنیا : پارچه حریر
      پشنگ : میله آهنی – نام پدرافراسیاب
      پروانه : حشره ای زیبا که خود را به شعله می زند
      پروین : ثریا ، ستارگان کوچک نزدیک به هم
      پری : فرشته ، جن ، همزاد
      پریچهر : زیبا روی – نام زن جمشید شاه
      پریدخت : دختر پری ، همسر سام نریمان و مادر زال
      پریسا : همچون پری
      پرناز: پری ناز دار
      پریوش : پری روی ، فرشته روی
      پریا : کبوتر بال شکسته ای که به دنبال آشیانه می گردد.
      پوپک : هدهد
      پوران : جانشین ، یادگار
      پوراندخت : نام دختر خسروپرویز
      پوریا : پهلوان محمد خوارزمی ملقب به پوریای ولی
      پولاد : آهن سخت و کوبیده ، نام پهلوان ایرانی زمان کیقباد
      پویا : رونده و دونده – نامی کردی
      پونه : گیاهی خوش عطر و بو که در کنار جویها می روید.
      پیام : الهام ، وحی ، پیغام
      پیروز: کامیاب ، فاتح ، نام چند نفر از پادشاهان ساسانی
      پیمان : عهد ، قول وقرار – عنوان اسامی مردان در فارسی دری
      تابان : تابنده ، منور
      تاباندخت : دختر تابناک
      تاجی : تاجدار ، نام و عنوانی در فارسی دری
      تارا : ستاره
      تاویار : آتشبان – نامی کردی
      ترانه : زیبا و صاحب جمال ، سرود ، نغمه
      تناز : نازنین ، با ناز و کرشمه – نامی کردی
      توران : نام دختر خسروپرویز – سرزمین تور
      توراندخت : دختری از توران
      تورج : دلاور ، یکی از سه پسر فریدون شاه
      تورتک : خروس صحرایی ، قرقاول
      توفان : باد سخت
      توژال : برف اندک – نامی کردی
      تیر داد : داده تیر ، اشک دوم پادشاه اشکانی
      تینا : گل ، نامی کردی
      تینو : تشنه ، نامی کردی
      جابان : سردار ایرانی یزدگرد
      جامین : اسم یکی از قهرمانان ایران زمین ، نامی کردی
      جاوید : پایدار ، همیشگی
      جریره :* نام دختر پیران ویسه که همسر سیاوش شد.
      جمشید : پسر طهمورث چهارمین پادشاه پیشدادی
      جوان : برنا ، دلیر ، شاداب
      جویا : جوینده – پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد.
      جهان : دنیا ، عالم ، گیتی ، کیهان
      جهانبخت : شانس و اقبال جهان
      جهانبخش : بخشنده جهان
      جهاندار : نگهبان جهان
      جهانگیر : فاتح جهان – نام پسر رستم
      جهان بانو : بانوی جهان ، ملکه جهان
      جهاندخت : دختر گیتی
      جهان ناز : مایه فخر عالم
      جیران : آهو ، نامی ترکیچابک : زرنگ ، چالاک
      چالاک : سریع و زبردست
      چاوش : پیشرو و پیش قراول کاروان
      چترا : دوازدهمین پادشاه سلسله ماد
      چوبین : کنیه و لقب بهرام چوبین سردار انوشیروان
      چهرزاد : نام دختر بهمن است که سی سال پادشاهی کردخاوردخت : دختر مشرق زمین
      خداداد : خدا داده
      خدایار : دوست خدا – فرمانروای بخارا بوده است
      خرم : شاد و خندان – پهلوان خرم از عهد شاه شجاع است
      خرمدخت : دختر شاد و خندان
      خسرو : مشهور ، نیک نام – لقب چند تن از پادشاهان ساسانی
      خشایار : قهرمان ، نیرومند – نام پسر داریوش کبیر هخامنشی
      خورشید : درخشنده آفتاب – معشوقه جمشید درداستان جمشید و خورشید
      دادمهر : زاده آتش ، نام استاندار پارسی طبرستان
      دارا : مالدار، ثروتمند ، از نامهای خداوند
      داراب : نام پسر بهمن پادشاه کیانی
      داریا : دارنده ، ازنامهایی که در اوستا آمده است
      داریوش : نگهبان نیکی – فرزند ویشتاسب از شاهان بزرگ هخامنشی
      دانوش : از اسمهائی که در کتاب وامق و عذرا آمده است
      داور*:* حاکم عادل ، قاضی
      دایان : ماما ، نامی کردی
      دریا : بحر ، نام فرزند علاالدین عماد شاه
      دل آرا : محبوب و معشوق
      دل آویز : دلچسب ، دلکش ، آویزه دل
      دلارام : مایه آرامش دل / معشوقه بهرام گور
      دل انگیز : گوارا ، مطلوب
      دلبر : برنده دل ، یار و معشوق
      دلبند : عزیز و گرامی
      دلربا : رباینده دل ، محبوب
      دلشاد : شادمان و خوشحال
      دلکش : جذب کننده دل ، دلربا ، دلپذیر
      دلناز : آنکه قلب و دلش ناز است
      دلنواز : مهربان ، مشفق
      دورشاسب : نام جد پنجم گرشاسب ، دور از اسب پادشاه
      دنیا : عالم و گیتی
      دیااکو: اولین پادشاه مادها در قرن هفتم پیش از میلاد
      دیانوش : دزد دریائی در داستان وامق و عذرا
      دیبا : پارجه ابریشمی رنگی ، روی زیبا
      دیبا دخت : دختر زیبا ، دختری همچون پرنیان
      رابو : نام گلی بهاری – نامی کردی است
      رابین : مشاور ، متعمد – نامی کردی است
      رادبانو : بانوی بخشنده و جوانمرد
      رادمان ( رادمن ) : نام سپهسالار خسرو پرویز ساسانی
      رازبان : راز دار – عنوان مردان بزرگ در پارسی دری
      راژانه : رازیانه – نامی کردی برای دختران
      راسا : هموارو صاف – نامی کردی
      رامتین : آرامش تن – موسیقی دان عهد ساسانیان
      رامش : فراغت ، آسودگی ، راحتی ، نام هیربد زردشتی
      رامشگر : خواننده و نوازنده ، خنیاگر
      رامونا : نگهبان عاقل
      رامیار : چوپان و گوسفند چران
      رامیلا : خدای بزرگ ، نامی آشوری است
      رامین : معشوقه ویس ، نام یکی از سرداران ایران
      راویار : شکارچی – نامی کردی
      رژینا : مانند روز – نامی کردی
      رخپاک : دارای چهره پاک
      رخسار : چهره ، سیما
      رخشانه : منسوب به رخش
      رخشنده : تابان ، کنایه از خورشید است
      رزمیار : رزمنده ، مبارز
      رستم : تنومند و قوی اندام ، جهان پهلوان ایرانی و قهرمان بزرگ شاهنامه
      رکسانا : نورانی ، روشن
      روبینا : یاقوت سرخ
      رودابه : فرزند تابان ، زن پسرزا ، نام قلعه ای در غرب ایران
      روزبه : خوشبخت : بهروز، از موبدان بهرام گور ساسانی
      روشنک : مشعل دار ، همچنین نام دارویی گیاهی است
      روناک : روشن
      رهام : نام پسر گودرز
      رهی : راهی شده ، روان ، مسافر
      ریبار : رهگذر ، نامی کردی
      راسپینا : پائیز ، لغت زند و پازند
      زادبخت : خوشبخت ، خوش اقبال
      زاد به : بهزاد ، نیک زاده شده
      زاد چهر : دارای نژاد پاک و اصیل
      زاد فر : زاده روشنی
      زال : فرزند سپید موی سام نریمان و پدر رستم قهرمان ملی ایرانیان
      زادماسب : برادر شاپور ساسانی ، نام یکی از قضات ساسانی
      زاوا : داماد ، نامی کردی
      زردشت : صاحب شتر زرد و زرین ، پیامبر ایران باستان
      زرنگار : طلا کوب ، زرین
      زری : طلائی ، زربفت
      زرین : طلائی رنگ ، منصوب به زر
      زرینه : آنچه منسوب به زر است
      زمانه : روزگار ، دهر
      زونا : گیاهی با گل کبود رنگ ، نامی کردی
      زیبا : خوشگل ، قشنگ ، خوب ونیکو
      زیبار : قبیله ای از کردها ، نامی کردی
      زیما : زمین ، لغت اوستائی
      زینو : زنده ، پابرجا – نامی کردی
      ژاله : شبنم ، قطره
      ژالان : گلهای دارای قطره و شبنم – نامی کردی
      ژیار : زندگی ، زندگی شهری – نامی کردی
      ژینا : زندگی و حیات – نامی کردی
      ژیوار : زندگی
      سارا : صحرا ، کوه و دشت – نامی کردی
      سارک : سار کوچک ، پرنده ای سیاه رنگ وبزرگتر از گنجشک
      سارنگ : نام سازی شبیه به کمانچه
      ساره : بامداد ، فردا – نامی کردی
      ساسان : سوال کننده ، رئیس معبد آناهید استخر که خاندان ساسانیان به او منسوبند
      ساغر : پیاله شرابخوری ، جام
      سام : سیه چرده – جهان پهلوان ایرانی وجد رستم
      سامان : ترتیب ، نظام ، زندگی
      سانا : سهل و آسان
      ساناز : کمیاب ، نادر، نام گلی است
      سانیار : حامی و یار و پشتیبان – نامی کردی
      ساویز : خوش اخلاق ، مهربان – نامی کردی
      ساهی : آسمان صاف – نامی کردی
      ساینا : خاندانی از موبدان زردشتی ، سیمرغ
      سایه : منطقه تاریک پشت هر جسم ، حمایت
      سپنتا : مقدس ، محترپ
      سپند : اسفند
      سپهر : آسمان ، نام فرزند کیخسرو
      سپهرداد : بخشیده اسمان – داماد داریوش هخامنشی
      سپیدار : درخت سفید
      سپید بانو : بانوی سفید و درخشان
      سپیده : سحرگاه ، سپیدی چشم
      ستاره : کرات آسمانی که در شب می درخشند
      ستی : دختر ، سیتا
      سرافراز : سربلند ، متکبر
      سرور : رئیس ، پیشوا
      سروش : شنیدن و فرمانبرداری – فرشته مظهر اطاعت
      سرور : شادمانی ، خوشحالی
      سوبا : شناگر ، فردا
      سوبار : اسب سوار – لغت زند و پازند
      سنبله : یک خوشه گندم
      سودابه : دختر زا – سود ده
      سوری : سرخ رو ، نام دختر اردوان پنجم
      سورن : خانواده ای در دوره اشکانیان که قدرتمند بودند
      سورنا : سردار دلیر و خردمند پارتی
      سوزان : سوزنده ، ملتهب
      سوزه : سبزه ، نامی کردی
      سوسن : گلی به رنگهای سفید، کبود ، زرد و حنایی
      سومار : نام قبیله ای از کردها
      سولان : نام گلی است ، نامی کردی
      سولماز : زنی که پیرو پژمرده نمی شود
      سوگند : شاهد گرفتن خدا یا بزرگی را گویند
      سهراب : سرخ روی ، نام پسر رستم که در جنگ با رستم فرمانده سپاه تورانیان بود
      سهره : پرنده ای خوش آواز، با پرهای سبز و زرد
      سهند : کوه آتشفشان قدیمی در آذربایجان
      سیامک : مجرد – نام پسر کیومرث
      سیاوش : دارنده اسب سیاه ، فرزند کیکاووس که ناجوانمردانه و بی گناه به قتل رسید
      سیبوبه *: مانند سیب ، دانشمند شهیر ایرانی ، منصف الکتاب
      سیما : چهره ، رخ
      سیمدخت : دختر نقره ای و سفید
      سینا : مرد دانشمند ، نام پدر شیخ ابوعلی سینا
      سیمین : نقره ای ، سفید ، روشن
      سیمین دخت : دختر نقره ای و سفید
      شاپرک : پروانه
      شادی : شادمانی ، خوشحالی ، شور شادان : شادمان
      شادمهر : مهربان ، با محبت
      شاران : گردنبند درست شده از بادام – نامی کردی
      شاهپور : پسر شاه ، شاهزاده – نام چند تن از شاهان ساسانی
      شاهدخت : دختر شاه ، شاهزاده خانم
      شاهرخ : شاه منظر ، کسی که رخساری همچون شاه دارد
      شاهین : پرنده ای شکاری
      شاهیندخت : دخت شاهین
      شایسته : سزاوار ، لایق
      شباهنگ : بلبل ، ستاره کاروان کش
      شب بو : نام گلی است که شب هنگام باز می شود
      شبدیز: سیه فام ، سیه چرده ، نام اسب خسروپرویز
      شبنم : رطوبتی که شب هنگام روی گلها می نشیند
      شراره : گرمای سوزان ، عشق فراوان ، نامی کردی
      شرمین : شرمسار ، خجل
      شروین : یکی از سرداران معاصر شاپورذوالاکتاف ساسانی
      شکوفه : گل درختان میوه دار ، شکفته
      شکفته : خندان ، بشاش
      شمشاد : درختی زینتی و تقریبا همیشه سبزکه دستمایه بسیاری از شاعران است
      شمین : خوشبو، خوش عطر
      شوان : شبان ، چوپان – نامی کردی
      شمیلا : از نامهای ارمنی ایرانی به معنی بانوی بزرگوار
      شورانگیز : فتنه انگیز ،* ایجاد کننده شور و شوق
      شوری : خوش قیافه ، قد بلند- نامی کردی
      شهاب : شعله آتش ، سنگ آسمانی ، ستاره دنباله دار
      شهبار : درخورشاه ، لایق شاه
      شهباز : باز سفید رنگ ، شاه باز
      شهبال : پر بزرگ پرندگان
      شهپر: پرشاهانه
      شهداد : داده و بخشیده شاه
      شهرآرا: آنکه به زیبایی مایه آرایش شهراست ، آرایش دهنده شهر
      شهرام : رام و مطیع شاه
      شهربانو : بانوی شهر ، ملکه
      شهرزاد : شهرزاده ، بومی – نقال قصه های هزار و یک شب
      شهرناز : خواهر جمشید و همسر ضحاک ماردوش
      شهرنوش : شیرینی شهر
      شهره : مشهور و نامی
      شهریار : پادشاه ، یارشهر ، نام پسر برزوپسر سهراب
      شهرزاد : شاهزاده ، فرزند شاه
      شهلا : زن سیه چشم
      شهنواز : نوازش شده شاه
      شهین : منسوب به شاه
      شیبا : نسیم شبانه – نامی کردی
      شیدا : آشفته و عاشق
      شیده : *خورشید ، درخشان
      شیردل : پهلوان و دلاور
      شیرزاد : شیر بچه ، همچون شیر
      شیرنگ : به رنگ شیر ، مانند شیر
      شیرو : پهلوان معاصر با گشتاسب ، نام سردار فریدون
      شیرین دخت : دختر شیرین
      شیما : دخترانه ، نامی کردی
      شینا : قدرتمند ، توانا – نامی کردی
      شیرین : مطبوع و گوارا ، معشوقه خسرو پرویز
      شیوا : شیرین بیان ، خوش زبان ، ایزد بزرگ هندیان باستان
      طوس : فرزند نوذر پهلوان ایرانی شاهنامه
      طوطی : پرنده سبز رنگ و سخنگوست و نام برخی زنان در فارسی دری است
      طهماسب : دارای اسب قوی – نام پسر منوچهر
      طهمورث : روباه تیزرو و قوی ، پادشاه پیشدادیان و پدر جمشید
      غوغا : آشوب ، هیاهو
      غنچه : گل نشکفته ، کنایه از دهان معشوق
      فتانه : از نامهای کردی برای دختران
      فدا : قربانی ، نامی کردی
      فراز : بلندی و شکوه
      فرامرز : شکوه مرزداری – نام پسر رستم دستان
      فرانک : سیاه گوش ، نام مادر فریدون ، نام همسر بهرام گور ساسانی
      فراهان : محل شکوه و جلال
      فربد : مناعت ، بزرگی
      فربغ : شکوه خداوند
      فرجاد : دانشمند و فاضل
      فرخ : تابان و زیبا – نام یکی از امیران سیستان در عهد سلجوقیان
      فرخ پی : نیک پی و نیک قدم
      فرخ داد : مبارک آفریده شده
      فرخ رو : دارای صورت زیبا
      فرخ زاد : مبارک زاد ، خجسته زاد ، رستم فرخزاد سردار معروف ساسانیان است
      فرخ لقا : درای چهره زیبا ، خوشگل
      فرخ مهر : زیبا چون خورشید
      فرداد : داده شکوه وزیبائی
      فردیس : بهشت ، بوستان
      فرین : یگانه ، شکوه دین ، مخفف فروردین ماه اول بهار
      فرزاد : زاده فرو شکوه
      فرزام : شایسته و لایق – نامی کردی
      فرزان : عاقل ، حکیم ، دانشمند
      فرزانه : دانشمند ، عاقل و عالم
      فرزین : عالم ، وزیر دربار
      فرشاد : شا دمان ، مسرور ، خوشحال
      فرشته : فرستاده الهی و آسمانی
      فرشید : درخشانتر ، نام برادر پیران ویسه
      فرمان : دستور ، حکم
      فرناز : داری ناز فراوان
      فرنگیس ( فری گیس ) : نام دختر افراسیاب و همسر دوم سیاوش
      فرنود : دلیل و برهان
      فرنوش : شکوه ، نام پادشاه باستانی ماد
      فرنیا : نامی برای پسران
      فروتن : افتاده حال ، متواضع
      فرود : پائین – نام پسر سیاوش ، نام پسر کیخسرو نام پسر خسرو پرویزو شیرین
      فروز : روشنائی ، روشنی
      فروزان : تابان ، درخشان
      فروزش : روشنی ، تابناک
      فروزنده : درخشان ، درخشنده
      فروغ : روشنائی ، تابش
      فرهاد : عاشق افسانه ای شیرین
      فرهنگ : شکوه ، ادب ، تربیت
      فرهود : صداقت و راستی در دین
      فربار : همراه خوب و شایسته
      فریبا : زیبا و فریبنده
      فرید : بی همتا، نامی کردی
      فریدخت : دختر بی همت
      فریدون : دارای شکوهی اینچنین ، پادشاه پیشداری که بر ضحاک ماردوش غلبه کرد
      فریمان : فر و شکوه ایمان
      فریناز : عشوه گر ، پریناز
      فرینوش : شکوه شیرین
      فریوش : زنگ ، همان پریوش هم هست
      فیروز : پیروز و مظفر
      فیروزه : سنگی گرانبها با رنگ فیروزه ای

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    موضوعات مشابه

    1. پاسخ: 2
      آخرين نوشته: 07-05-2012, 09:29 AM
    2. تربیت بدنی ( رشته تحصیلی دبیرستان )
      توسط weatherforecaster در انجمن متفرقه
      پاسخ: 1
      آخرين نوشته: 06-30-2012, 06:09 PM
    3. پاسخ: 1
      آخرين نوشته: 06-10-2012, 03:39 PM

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    درباره گرافیران

    سایت گرافیران به منظور ارائه بهترین ابزار گرافیکی در وب در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۸۹ ساخته شد. از آن زمان تا کنون سعی ما بر این بوده تا بهترین نمونه های آماده ، ابزار گرافیکی و آموزش های فتوشاپ را برای کاربران فراهم کنیم . گرافیران توسط هاست دی ال هاست می شود.

    اطلاعات

    طراحی شده توسط : FoX FuN

    تعرفه تبلیغات : مشاهده تعرفه ها

    ایمیل مدیریت سایت : info@graphiran.com

    لینک ها